تبليغاتX
چک نویس
 
چک نویس
 
 
جای شما در دهکده جهانی خالی است ...
 

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند!

  زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.

 آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!"

  آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟

 سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.

پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.

  امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل،  جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم.

او امروز، هویت دیگری دارد.یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!  

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 12:2  توسط حسین  | 

چند وقت پیش یکی از دوستان یه پست جدید توی وبش گذاشت با مضمون پیری که خیلی هم پر سرو صدا بود و هر کدوم از دوستان اومدن و یه چیری گفتن.
الان که خوب دقت می کنم و به خودم نگاه میکنم من هم احساس می کنم خیلی بیشتر از اون دوستمون پیر شدم.
چه وقتی عکس های یه سال قبلو نگاه میکنم و با الان خودم مقایسه می کنم و چه  وقتی به حال و حوصله خودم دقیق میشم.
وقتی کوچکتر از حالا بودم همش فکر می کردم وقتی موهام سفید بشه و صورتم پر از چین و چروک بشه و کمرمون یه زاویه مختصری پیدا کنه پیر شدم ولی الان می بینم این چیزا رو ندارم (البته چند تار موی سرم سفید شده) ولی با این حال احساس می کنم خیلی خیلی پیر شدم. اگه همین هندونه های ریز و درشت دوستان نباشه افسردگی میگیرم.
به هر حال اینا رو گفتم تا جوونا قدر جوونی شونو بدونن

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 16:35  توسط حسین  | 
سلام

من هستم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 16:53  توسط حسین  | 
 
  بالا